|
بی صدا ترین فریاد
|
||
|
ساحل تنهایی |
موج روی زلف تو ناله کرد با دلم
صحبتت حل کرد مشکلم
سایه ات رنگ سیاهی بر زمین
کرد عاشق را چو من بی سرزمین
نور چشمت چون ستاره بر سرم
دیگر ایا من عزیز مادرم
برق اشکت در دلم نور امید
یاس گونت بر دلم صبح سپید
طرز صحبت کردنت ارامشم
کوششم بهر همه اسایشم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

برگ گل از دیدنت شرمنده شد
ناله ها یم با دیدنت چون خنده شد
بلبل از دیدنت دیوانه شد
سوخت گرد شمع و مستانه شد
باز نسیم از دیدنت سوزان شد
عشق لیلی در دلم هجران شد
غنچه از ناز رسیدنت شکفت
صحبت درد دلم با لاله گفت
ماه از طرز نگاهت اشک ریخت
اسمان ناله زنان شب شد گریخت
ابر از شوق دیدنت بغض کرد
دل نداده گریه ها با صبح کرد
وای اکنون لاله ای دیگر نماند
صبح شد آلاله ای دیگر نماند
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

آفتاب از سر کوهی بدرخشید و برفت
رخت شب بر دل تنهای من بکشید و برفت
ناله من شب تاریک را گریان کرد
اشک ریخت آسمان بر تن آفتاب سخن از باران کرد
برگ گل از اضطراب دیدنت شبنم بریخت
ناله بکشیدو از غم غم بریخت
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
سکوت یعنی لحظه با تو بودن
عزیز یعنی لحظه از تو گفتن
نسیم یعنی گرمای نفست در زمستان سرد
شقایق یعنی معنی دوست داشتن در لحظه درد
تنهایی یعنی روزهای بی تو بودن
گریه یعنی در هنگامه شادی در فکر تو بودن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سیمای خوش یار زنیلوفر دلدار بر امد
گویی بهار است بهاری دگر امد
دل داد به دلدار نه چند بار چنین بار
گوید شدست او دیوانه دیدار
گفتست که دلدار به یار که دیدار
کردست درد دلم آسان و دلم عاشق است بسیار
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گر شود گل را به گلدانی زنم
ماه را رخصاره بر جانی زنم
گر شود لاله را سنبل کنم
آه مظلوم را پاسخ گل کنم
گر شود نیلوفری هدیه کنم
لاله ای را از زمین چیده کنم
گر شود سوز و گدازی سازم
وز سکوتش اوازی سازم
باز با اشک منتظر خواهم ماند حتی اگر هیچ وقت نیایی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
برای وجدانم می نویسم
ما همه مون اسمونی بودیم چون جدمون آدم وخانوم محترمشون آسمونی بودن ولی اگر اون سیب رو نمی کندند هیچ وقت زمینی نمیشدند من که روز اول خودم گفتم تو اسمونی هستی ولی تو باور نکردی حالا به حرفم رسیدی من هم شاید زمینی باشم ولی 100 بار گفتم که یک روز با نیکی سعی می کنم مثل عموم که به اندازه ستا ره ها دوستش دارم به شهادت برسم حالا تو هر جای اسمون که هستی باز برای این امر دعا کن هر چند خودم می دونم لیاقت این رو ندارم ولی همه ی تلاشم رو می کنم
باز اشکم رنگ با ران دارد
ناله هایم دوری یاران دارد
پا کان برفتند با پاکیشان
ما ماندیم با سیاهی و روسیاهیشان
پا کان با پر عشق پر واز کردند
رهی صد ساله را آغاز کردند
برای همه اسمونی ها که رفتند وما رو تنها گزاشتند
به اسمان نگاه می کنم واشک می ریزم که کی شود من رسم به این کاروان ... من عاشق نیستم من فقط یک دلتنگم که .....................................................
موفق باشی
مگه میشه من از دل تنگی تو اشک نریخته چشم روی هم بزارم مگه میشه من یک شب بخوابم وخواب تو رو نبینم من تو رو داشتم ولی ...................
بازم می گم اگر روزی فهمیدی که من چقدر .... دارم اون روز توی این که یاس که نه بلکه همه چیز من هستی شک نمی کنی من الان توری شده که شبی که برات اشک نریزم یا این که نماز برای دیدنت نخونم خوابم نمی بره می دونم یک روز بر می گردی ولی خدا کنه که دیر نشده باشه
یک لحظه چشمام رو بر هم نمی زارم چون
ممکن توی همون یک لحظه تو از روبروم بگزری
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فریاد در سینه ام نشسته
اشک بر گونه ام دمیده
برگ از درختم ریخته
نسیم بر نفسم وزیده
دل در تلب دیده
ولی هنوز به تو نرسیده
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

زمین در حسرت یک اشک تو ماند
نسیم در انتظار دلدار خواند
فروردین دیگر برفت با همه دوری
این ماه چه کرد با سنگ صبوری
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
فروردین هم برای من اغاز سال خوب نبود اولش با دوری تو شروع شد و هنوز همین که می خواستم بودنت را اغاز کنم کلمات من را آزار داد و اکنون دیواری از کلمات بین من وتوست که فقط تو می توانی ان را خراب کنی
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

گل اشک چشمات بارو نداره
اون نگاه سردت سردی زمستون داره
ناله ی دل تنگی هات زندون داره
یاسم فریادت درمون داره
دیگه باید چشم انتظاری تموم شه
نباید این ماهم مثل قبلی حروم شه
ماه قبل برای من کم از محرم نداشت
انگاری هر چی می کاشتم جاش اشک می زاشت
دیشب توی امام زاده تو رو دعا کردم
با تمام وجود خدا رو صدا کردم
بهش گفتم که من یاس رو می خوام
اشکاشو لحظه احساس رو می خوام
گفتم دیگه تحمل ندارم
سر روی شونهی بارون بزارم
با صدای بلند گفتم من تورو می خوام و بدون تو من ..............................
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ناروک خیالم بر سر زلف تو زد جوانه
نامه هایی نوشت از سر عاشقانه
سیب سرخی در شب تاریک هدیه داد
من نمرده من را برد از یاد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
گل یاسم که مجنون نداره
اسمون هم اشک بارون نداره
بارون نم نم دلش میخواد بباره
ولی انگار که زمستون نداره
ابرا در اسمون دعوا میکنن
ولی انگار حس گریه ندارند
تا که این که من تنها میرسم
اسمون از غم من ناله زنان
گریه وگریه می کنه اروم نداره
همه دارن از غم من میمیرند
انگاری تنهایی پا یون نداره
گل یاسم که مجنون نداره
دل من حاصل بارون نداره
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

باز گریه راه حل بود
اشکهایم بهترین مشکل بود
باز گریه کو زمین و اسمان
کو در این جا جامانده از کاروان
باز گریه کو هوای پر زدن
پر شکسته دل ز دلبر زدن
باز گریه کو هوای نای من
اه اوازم کو دل غم دیده ام
باز گریه ساز دلتنگی بود
هر سکوتم را به من رنگی بود
باز گریه دل هوای یار کرد
می نخورده قصه را تکرار کرد
باز گریه در سکوتم غم بود ناله ام از دوری و ماتم بود
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

باز سکوتماز رنگ درد بود
تک تک نامه هایم از درد بود
باز در غربت چه تنها ماندم
در این سکوت باز من واماندم
باز باران کو شقایق های من
باز باران کو صدای پای من
باز اسکم رنگ خون دارد
ناله ام یاد مجنون دارد
باز افتاب کو تماشای بهار
تنهای تنهایم من در کوهسار
باز لاله از جنون دم می زند
لحظه ای سکوتم بر هم میزند
باز من تنهای تنهایم عزیزم لحظه ای بر حال من اشکی بریز
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

باز نگاهت روز درد و یادم میاره
روزای مثل تگرگ رو یادم میاره
باز نگاهت سکوتم رو شکست
دلم و اروم اروم به روی بارون بست
باز نگاهت اشکا تو یادم میاره
دلم غم گین میشه و گریه داره
باز نگاهت بوی یاس تو رو یادم میاره
اون همه عشق و احساس تو رو یادم میاره
ولی چون نگاهت بسته میشه
دلم از زمونه خسته میشه
دوست دارم فریاد بکشم
تا شاید دیو غمم خسته بشه
مثل بارون دارم گریه می کنم
شاید دارم واست دغ می کنم
الان من اشک بارون میریزم
اینجا نه انگار تو بارون میریزم
دیگه دل یاد تو رو دوست می داره
حوصله ی تنهایی رو هم نداره
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

باز گل افتاب گردون به خونمون سر زد
چکاوک با دل خون به هر کجا سر زد
دوباره باز افتاب به روی سایه خندید
سایه هم از سیاهی خجل شد و زود ترسید
اما تو این هوا اومد باز گل یاس
با عطر خودش پر کرد هوا رو از احساس
یاس با عطرو بوش کرده گل و دیوونه
طوری که بلبل عشق داره از بهار میخونه
اما تو فصل سر ما بلبل داره میلرزه
به خاطر یاس داره میخونه
بازم گل یاسم اخر ماه تمومه
ناله کنم یا باید بازم پیشش بمونم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
|