|
بی صدا ترین فریاد
|
||
|
ساحل تنهایی |
شب به سپیدارصبحم خوش رسید
گفت لیلی بادلی پر از امید
مانده یاست تاسخن از ان اوست
اشوه و ناز و بزک هم راه اوست
اشوه کن ای یاس من اشوه سواست
نام تو در قلب من جایش جداست
سر سخن بگشود با اشوه گری
گفت از لیلی تو هم عاشق تری
اشک میریخت چو او دلداده بود
در تن تنهاییش او ساده بود
در سکوتش بود حرفهایی نهان
حرف از تنهایی و نامردمان
او بگفت و من به پایش سوختم
هر چه بودم بر نگاهش دوختم
من همانا سوختم افروختم
من همانا سوختم افروختم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

چه می خوانم نمی دانم
زمستانم بهاری بود
گلم گل داده بود تازه
شکفتن انتظاری بود
نگاهم را قراری بود دلم چشم انتظاری بود
که شب امد و گل گم شد
زمین و اسمان پنهان ز روی مست نامردان
دلش لرزید در شب نگاهش را کشت نامرد
گلم از گریه ها لرزید
تنش اشک شد چشش باری
خدا بر روی یاس خندید
دلش را چون گلی برچید
به پیش ابر ها برد و خوب بارید
در زمین جای هر اشکش کل لاله ای رویید گل لاله ای رویید
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

سبویم را سنوبر بست با غم
بزد اشکش و دریا شد ماتم
گهی ابری گهی اشکی گهی باد
کجا من کنم این ناله فریاد
گلویم را بسوزاند اشک و ماتم
دلم گشت چو گهواره از غم
لبم سرخ و دلم دل داده بر باد
بزد سیلی به من تنهایی فریاد
خدا یا تا ابد گردان دلم شاد
بکن غم را در این دنیا مساوات
بده بر یاس عشقم بر باد
بگو ای یاس تویی آن گل آزاد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

برای تو مینویسم که پشت نبودنت گریستم و برای امدنت پیشانی بر خاک مالیدم و از خدا تو را خواستم ای
همه ی بودنم پس با من باش تا دوباره بسازیم بودنمان را با کلبه ای از احساس وبرسیم با هم بر قله ی
عشق و مرگ را برای تنهایی هدیه بریم
دوستت دارم ای زیبا ای یاس ای دوست داشتنی
تقدیم به گلم یاس قشنگم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
|
|